على محمدى خراسانى

22

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى)

الفرائض ؛ نعم لو قصدها يؤجر عليهما . « 1 » در مقابل ، عدهاى ديگر از فقهاى عظام آن را عملى عبادى مىدانند . گفتنى است مناسبترين محل بحث درباره امر به معروف و نهى از منكر ، همين بخش عبادات است . اما بخش دوم ( عقود و معاملات ) كه قبل از هر مطلبى شايسته است درباره عنوان باب چند مطلب توضيح داده شود : 1 . عدّهاى براى اين بخش ، عنوان « كتاب مكاسب » را اختيار كردهاند ؛ از جمله شيخ اعظم در مكاسب . گروهى ، از جمله شهيد در متن لمعه عنوان « كتاب المتاجر » را اختيار نمودهاند . برخى ، از قبيل شيخ طوسى در مبسوط عنوان « كتاب البيوع » را برگزيده‌اند . برخى هم مثل مرحوم امام ( رحمه الله ) با عنوان « كتاب المكاسب و المتاجر » به اين بحث پرداخته‌اند . 2 . توضيحى درباره مفهوم مكاسب و متاجر : مكاسب جمع مَكسَب است و مكسب يا مصدر ميمى « 2 » است كه به معناى اكتساب ، تكسّب و كسب ( مطلق تحصيل مال ) است ، يا اسم مكان و محل است ، اما نه به معناى مكان كسب از قبيل مغازه و بازار و . . . ؛ بلكه به معناى « ما يكتسب به » يعنى اعيان خارجيه يا منافعى كه به وسيله آنها كسب مال محقق مىشود . اين اعيان در واقع ، متعلق المتعلق هستند ، يعنى حكم شرعى به فعل اختيارى مكلّف تعلّق ميگيرد و فعل اختيارى به اعيان و منافع . پس آنها متعلق افعال اختيارياند و افعال ، متعلق احكام شرعى . مَكسَب به اين معنا به اسم آلت شبيهتر است تا به اسم مكان يا محل . 3 . متاجر ، جمع مَتجَر است . متجر يا مصدر ميمى - به معناى تجارت - است ، يا اسم مكان - به معناى « ما يتّجر به » ، يعنى چيزهايى كه با آنها تجارت و داد و ستد مىشود . تعريف صاحب جواهر : تجارت به فرموده صاحب جواهر ، بر سه معنا اطلاق شده است :

--> ( 1 ) . تحرير الوسيله ، ج 1 ، ص 442 ، مسأله 13 . ( 2 ) . به مصادرى كه در زبان فارسى با حرف ميم شروع ميشوند ، مصدر ميمى گفته مىشود .